تبليغاتX
ماردین

ماردین

فرهنگي-اجتماعي

جملات زیبا و خنده دار پشت کامیون 

معمولا هر جامعه ای دارای فرهنگ ها و خرده فرهنگ هایی است که اونو از سایر جوامع متمایز میکنه

و میتوان از جوتانب متعدد آن خرده فرهنگ ها را  مطالعه  وبررسی کرد  . یادمه یکی از دوستان دوران ددانشگاهی م علاقه مند به اشعار  و ابیات حکاکی شده بر روی مزار ها و قبور گورستان ها بود ودر همین زمینه کارهای خیلی جالیبی انجام داده بود بعضی ها هم به ادبیات فولکلوذر و....

میشه از روزنه علم جامعه شناختی به این مسایل و خرده فرهنگ ها نگریست و به تحلیل محتوای آن دست زد. یکی از این خرده فرهنگ ها  نگرش های اقشار رانندگان خصوصا رانندگان بیابان ازجمله کامیون ها واتوبوس ها وباری های مختلف یا مسافر کش هاویا...

در زیر به موارد متعدد و البته نه همه آنها اشاره میشود  البته بدون تحلیل محتوا وفقط به صورت اشاره مستقیم 

همه از من میترسن ، من از نیسان آبی

عاشق بی انتظار مادر

علم بهتر است یا ثروت؟ ، هیچکدام فقط ذره ای معرفت !

دا کر سی چنت بی. (یعنی مادر پسر برای چی خواستی؟)

به گنده تر و خرتر از خودت احترام بگذار!

به مد پوشان بگویید آخرین مد کفن است

ناز نگات قشنگه!

تند رفتن که نشد مردی / عشق است که برگردی

هر کجا محرم شدی -چشم از خیانت باز دار / -چه بسا محرم با یک نقطه مجرم میشود،

“دست بزن ولی خیانت مکن”

منم یه روز بزرگ میشم.

زندگی بر خلاف آرزوهایم گذشت.

داداش جان به خاطر اشک مادر یواش!

افسوس همه اش افسانه بود!

من از عقرب نمیترسم ولی از سوسک میترسم / من از دشمن نمیترسم ولی از دوست میترسم.

من نمی گویم مرا ای چرخ سرگردان مکن / هرچه می خواهی بکن محتاج نامردان مکن!

بمیرد آنکه غربت را بنا کرد / مرا از تو، ترا از من جدا کرد

برگ از درخت خسته می شه پاییز فقط یه بهانه است

در این دنیا که مردانش عصا از کور می دزدند ، من بیچاره دنبال مرد می گردم

دنبالم نیا آواره میشی

رفاقت قصه تلخی است که از یادش گریزانم

روی قلبم نوشتم ورود ممنوع ، عشق آمد گفتم بیسوادم!

از بس خوردم مرغ و پلو ، آخر شدم مارکوپولو

سر پایینی پرنده ، سر بالایی شرمنده

اسیرتم ولی آزاد !

بخاطر دلم ولم !

قربان وجودت که وجودم ز وجود تو بوجود آمد مادر

دلم دادم بری باهاش حال کنی ، نه که بری جیگرکی بازکنی !!

تو رو اگه من نشورم کی میشوره ( عروسکم )

تمام مرده شویان راضیند بر مردن مردم

بنازم مطربان را که خلق را مسرور میخواهند!

ای آسمون کبود ، واسه همه بود واسه ما نبود؟؟؟؟

در قمار زندگی عاقبت ما باختیم ، بس که تکخال محبت بر زمین انداختیم

گرپادشاه عالمی ، بازهم گدای مادری

ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم

تو عشق گل داری،من عشق گل اندامی!

هندونه بده قاچ کنیم ، لوپتو بده ماچ کنیم !

دانی که چرا راز نهان با تو نگفتم ، طوطی صفتی طاقت اسرار نداری

دنیا همه هیچ و زندگانی همه هیچ ، ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ

به درویشی قناعت کن که سلطانی خطر دارد

+ نوشته شده در  دوم دی 1390ساعت 20:12  توسط marden  | 

شكاف نسل ها در ايران، و تأثير آن بر خانواده

هر نسلي با تولد در خانواده جهت ياب  و آغاز حيات اجتماعي مجدد در خانواده فرزندز ا در

كانون روابط درون نسلي و برون نسلي متعدد و متنوعي قرار مي گيرد . دراين ميان، يكي از

ويژگيهاي بنيادين خانواده به عنوان يك نظام اجتماعي، پويايي آن است كه موجب مي گردد در

طول زمان دستخوش تغيير گردد و از جمله مظاهر تغيير در نقش، ساختار و كاركرد خانواده

دگرگوني هايي است كه در طول زمان، متأثر از روابط نسلي نوين و يا تفاوتهاي ميان نسلي به

وقوع مي پيوندد . كاركردهاي اساسي چنانكه اگبرن  و تي بيتز  در مورد خانواده مطرح ساخته

اند يعني توليد مثل، محافظت، اجتماعي كردن، تنظيم روابط جنسي، عاطفه و همراهي، و پايگاه

 اجتماعي. امروزه   امري شناخته شده است كه؛ هرچه وضعيت و روابط يك جوان در خانواده اي كه منشأ

در گذشته دارد و حال نامناسب تر، و هرچه توفيق در آموزش، كمتر و دوران انتقال طولاني تر و

انتقال مشكل تر و پر تنش تر باشد، درجه متزلزل شدن و امكان بروز و شدت بحران هويت در وي

بيشتر خواهد بود . و هرچه شدت اين تزلزل و بحران هويت بيشتر باشد جوان با شدت بيشتري در

چندين جهت واكنش نشان مي دهد، عضويت و همرنگي با فرهنگ همسالان كه در وضعيت

مشابهي هستند، بيروني كردن بسياري از هنجارهاي دروني شده و در نهايت گرايش به عناد،

سركشي، طغيان، تخريب و تهاجم احساسي، فكري، لفظي و فيزيكي نسبت به والدين و مربيان و

 كلاً جامعه بزرگسال از مظاهر اين آسيب خواهد بود اين باور است كه روابط بين والدين و فرزندان آن ها، زماني به بحران و چالش اصلي خود نزديك

مي شود كه فرزندان به سن بلوغ مي رسند و اين زماني است كه توام با جواني فرزندان، والدين

مسن تر شده اند . اين دوره اي است كه ممكن است الگوهاي هنجاري وارزشي والدين با فرزندان

در معرض اختلاف، تعارض و تضاد قرار گيرد . موارد ي در تشخيص هرگونه شكاف يا گسست نسلي در خانواده قابل مشاهده است . از جمله

كاهش ارتباط كلامي ميان نسل بالغ و جوان، اختلال در فرآيند همانندسازي و عدم تبعيت كامل

فرزندان از والدين و تغيير گروه مرجع جوانان، كاهش فصل مشترك هاي عاطفي ميان نسلي، عدم

- تعهد به فرهنگ نسل پيشين، نابردباري وكاهش تسامح، تساهل و تحمل ميان نسل ها توجه به نسل ها امروز به عنوان يكي از محوري ترين و مهمترين مسائل مربوط به تحول خانواده درايران مورد بررسي قرار مي گيرد . در دوراني پيش از اين -معني نسل عبارت بود ازيك گروه اجتماعي كه پيوندهاي خانوادگي ، ارزش هاي اجتماعي آن را تعيين و مشخص ميكرد و شامل پدر بزرگ ها، مادربزرگ ها، والدين و فرز ندان بود . نسل هاي خانوادگي حاكمبودند و فرهنگ عام به عنوان يك استراتژي كل گرايانه حاكم بود، و تغييرات اجتماعي نيز به تبعآن تحت تاثير تغييرات نسل هاي خانوادگي قرار داشت اما در حال حاضر چون فاصله نسل ها ازنظر سني كاهش يافته، تغييرات اجتماعي معناي جديدي يافته است . در نتيجه سرعت تغييراتاجتماعي در جامعه جديد ايران خيلي بيشتر از سرعت تغييرات اجتماعي در دوران مدرنيته شده. برخي معتقدند خانواده به عنوان كانون اصلي تعامل طبيعي بين نسلي، : است  فراهم ساختن رابطه تعاملي بين نسلي ، محل تفاوت ها و تعارض هاي نسلي نيز هست . به طوريكه مي توان گفت نسل اول و دوم به لحاظ كاركردي بيشتر در تعامل بين نسلي ساماندهي شده اند ، در حاليكه نسل سوم در جهت تفاوت و تعارض شكل گرفته است . هرچند كه عليرغم همه اين ها، تمام افراد خانواده در قالب سه نسل سعي دارند تا ضمن حفظ خا نواده به لحاظ وضعيت حمايتي آن فضاي گفتماني نقد و محدود سازي نقشي و موقعيتي براي نسل ديگر را فراهم ساز ند ،   در كنار اين، به زعم برخي، با آنكه خانواده در حال حاضر بزرگترين پشتوانه جوان ايراني است، اما همين خانواده درگير آسيبهاي اقتص ادي و به نوعي آسيب اجتماعي است. در ايران با وجود همه تغييرات، هنوز خانواده سنتي و بسته است و انتظار آن را ندارد كه جوان با شروع احساس استقلال درخود، خانواده را ترك كند زيرا پيدايش حس استقلال با استقلال يافتن به صورت عيني براي جوان ايراني همزمان نيست و بسيا ري از جوانان بخاطر مسائل مالي تا سالها قادر نيستند استقلال واقعي پيدا كنند . همين وابستگي به خانواده به واسطه مسائل مالي منجر به يك سري كشمكش هاي دروني و بيروني بين جوان و خانواده مي شود كه بازتابهاي متفاوتي  دارد.

+ نوشته شده در  سوم آذر 1390ساعت 23:48  توسط marden  | 


دهقان فداكار پير شده،
چوپان دروغگو عزيز شده،
شنگول و منگول گرك شدن،
كوكب حوصله مهمون رو نداره،
كبرا تصميم گرفته دماغش رو عمل كنه،
روباه و كلاغ دستشون تو يه كاسه اس،
حسنك گوسفنداش رو ول كرده تو يه شركت آبدارچي شده،
آرش  كمانگير معتاد شده،
شيرين، خسرو و فرهاد رو پيچونده و با دوست پسرش رفته اسكي
رستم اسبش رو فروخته يه موتور خريده و با سهراب ميرن کيف قاپي

 

 

 
+ نوشته شده در  پانزدهم خرداد 1390ساعت 14:3  توسط marden  | 

نکته ها

 

---------------------------------------------------------------------------!

هرگز وقتت را باكسي كه حاضر نيست وقتش را باشما بگذراند نگذران

-چون فقط يه بار زندگي ميكني  فقط يه فرصت واسه انجام كارهايي كه دلت ميخواهد انجام بدي داري

- قلب ها را از نفرت پاك كنيم

ذهن ها را از نگراني پاك كنيم

ذهن ها را از نگراني دوركنيم ساده زندگي كنيم

بيشتر بدهيم

كمتر توقع داشته باشند

- هرگز يك دوست قديمي را ترك نكن جانشيني براي او پيدا   نخواهيد كرد

دوست قديمي مانند شراب است هرچه كهنه تر بهتر

-خدا را شكر كه سر وصداي همسايه ها را ميشنوم

اين يعني ميتوانم  بشنوم

-         خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار ميشوم

-         اين يعني به ياد بياورم كه اغلب اوقات سالم هستم

-         خدا را شكر گوشي م  گاه گاهي زنگ ميخورد

-         اين يعني دوستاني داريم  وفراموش نشده ايم

-         -خدا را شكر  كه فراموش نكنيم شكر گذار نعمات خداباشيم

+ نوشته شده در  بیست و ششم مرداد 1389ساعت 23:41  توسط marden  | 

تعطیلات تابستانی فرصثی برای برای تامل

بالاخره تعطیلات تابستان فرا رسید وفرصتی برای تجدید قوا و سفرهای  این فصل فراهم گردید

- هر چند هوا بشدت گرم  وطاقت فرسا شده  وکافی است شیشه ماشین را بالا کشید وبرای دقایقی کولر ماشین را روشن کرده تا کمی از گرمای درونی ات فرو کاهد اما بلافاصله دمای ماشین بالا میکشد وجوش میاورد پس باید...

- حضور پلیس را در گوشه وکنار این جاده ها در این فصل کامل حس میکنید واین قشر زحمت کش  را سر پست های خودشان در جاده ها میبیند وباید بهشون خسته نباشید گفت ولی حیف وصد حیف در موقعیت های متعدد ومحافل غیر رسمی از رانندگان جاده میشنوی که بعضی از پلیس راه ها بجای صادر کردن فبوض جریمه برای رانندگان متخلف  زیر میزی...

-بلاخره کوردستان را رد کردیم  هر چی بیشتر به سمت پایتخت نزدیک تر میشویم  اتوبان ها و زیر ساخت ها و سرمایه گذاری های ... بیشتر.  پس بگو چرا آمار تصادفات ومرگ ومیر ناشی ار تصادفات در پیرامون بیشتره؟؟

- فضای نقد وانتقاد اینجا  هم از پیرامون متفاوت است با وجود فضای خاص سیاسی حاکم بر جامعه ولی باز شهروندان در محافل غیر رسانه ای وغیر رسمی خیلی راحت دولت کریمه را نقد میکنند اما در پیرامون همه ظاهرا در جیب راست یا شاید چپ خود یه موش احساس میکنند شایدم توهم موش گرفتیم یا شاید هم توهم موش ما را گرفته -شایدم موش آب کشیده شدیم -شاید اصلا موشی در کار نیست - چرا همش دنبال موش ایم ( یادی از تام وجری)

-یادش بخیربا کاک هیوا اون شبی که به شکار موش رفتیم (( کاکی راوچی ))

-حالا بذار به مسافرت بیشتر برسیم

+ نوشته شده در  هجدهم تیر 1389ساعت 1:13  توسط marden  | 

آموزش وپرورش شركتي شد

 

بدنبال اجراي اصل 44 قانون اساسي و  كوجك سازي دولت  و واگذاري آن به بخش خصوصي  .كم كم آثار وعوارض  آن بيشتر نمايان ميشود.

اجراي ناقص آن باعث ايجاد اعتراضات بخش خصوصي شده است

براي مثال دست به دست شدن ثروت به نام خصوصي سازي يكي از اين عوارض است و بوجود آمدن شركت هاي شبه دولتي  و وابسته به بعضي از نهاد هاي دولتي  رقابت را يك طرفه ساخته است

 از سويي ديگر  در وزارت آموزش وپرورش  با واگذاري بخشي از فعاليت هاي آموزشي  به شركت هاي تازه تاسيس آموزشي .  قدم در اين راه نهاده است

در حاليكه  بر اساس قانون اساسي كشور آموزش عمومي ورايگان  است وبايد تحت سيطره وحمايت دولت باشد واز واگذاري آن به بخش خصوصي در امان بماند.

 اما در اين سال تحصيلي در سطح كشور كلاس هاي زيادي را به اين شركت هايتازه تاسيس واگذار كرده اند

اين در حالي است دبيران رسمي  از نظر پر كردن برنامه هاي موظفي خود با مشكل روبرو شده اند از سوي ديگر نيرو هاي قراردادي با مشكلات اساسي برخورده اند.

-اگر نياز به نيروهاي آموزشي در اداره كلاس ها دارند چرا نيروهاي باتجربه خود را زودتر ازموعد بازنشست ميكنند؟

- از طرف ديگر بر اساس قواعد موجود به ازاي هر3نفر كه از سيستم خارج ميشود بايد يك نفر جايگزين شود ولي خبري هم از اجراي اين گونه قوانين نيست

-با چند شغله شدن نيروهاي آموزشي  . آموزش وپرورش روبرو شده ايم بدليل عدم انطباق حقوق هاي دريافتي با هزينه هاي زندگي. اگر دولت به فكرپر كردن اين نوع شكاف ها نباشد  وحاشيه هاي كلاسي را كم تر نكند سطح كيفي آموزش باز هم پايين تر ميايد

- هنوز تكليف نيروهاي قراردادي مشخص نشده  كه چالش هاي زيادي را براي اين وزارت خانه ايجاد كرده  كم كم نيروهاي شركتي نيز به اين داستان اضافه خواهند شد

-بر اساس تعاريف جديد وزارت كار حداقل يك ساعت فعاليت به منزله اشتغال است به نظر ميرسد دولت ميخواهد از اين طريق اشتغال زايي گسترده كند

+ نوشته شده در  بیست و هشتم مهر 1388ساعت 23:25  توسط marden  | 

دوباره

بعد از مدت ها  فرصت کردم سری به وبلاگم وسایر وبلاگ ها بزنم  دوباره نوشتن را با ادامه همان مطالب  سابق ادامه میدهم
+ نوشته شده در  هفدهم مهر 1388ساعت 18:32  توسط marden  | 

جامعه- تفكر-مد

 

دررابطه با رشد فرهنگي وتاثير آن بر جامعه ما بايد گفت كه ما درجامعه سنتي زندگي مي كنيم كه تاثير زيادي از فرهنگهاي بيگانه دارد كه مي توان به طرز لباس پوشيدن اشاره كرد كه خيلي با چند سال گذشته فرق كرده وفاصله زيادي با نسل نه چندان دور ما ايجاد كرده است وبايد به اين مطلب هم اشاره كرد كه به طبع آن طرز صحبت ورفتار هم فرق كرده ولي اصل اينجاست كه آيا ذهن جامعه با آن مد وغيره رشد خودراكرده وتفكر سنتي كه ازجامعه وطرز برخوردها وعادتها وخيلي چيزهاي ديگر فرق كرده ، با جرات مي توان گفت خيلي كم چون ميتوان آن را مشاهده كرد كه ذهن وتفكر آنان كه خود راازجامعه برتر مي دانند(مثلامد گراها) هيچ فرقي نكرده است وهمچنان سنت برآنان حاكمبت دارد واين در حاليست كه روزبه روز اين مد ورفتارهاي درون جامعه درحال تغيبر است آيا ميتوان گفت با اين اوضاع واحوال جامعه متحول شده وفرهنگ جامعه تغيير كرده يا دچار دگرگوني فرهنگي شده است ، واين تغيير درجامعه تاثير داشته است؟

 

درواقع بايد گفت كه وقتي جامعه اي بخواهد دچار تغيير وتحولي شود به طبع از تغيير لباس پوشيدن وطرز صحبت هاي دهن پر كن بايد ذهن وتفكر جامعه نيز فرق كند نه اينكه آن ذهن همچنان در جاي خود فرقي خاص نكند و آن جامعه فقط ادعاي پيشرفت كند ودرواقع فقط ظاهر آن تغيير كرده ودرون جامعه همچنان بدون تغيير اساسي مانده است.

مثلا كساني كه تحصيل كرده هاي خاص جامعه هستند وادعاي روشنفكري وقاعده شكني دارند ولي در واقع درزندگي خصوصي وعادي خود بهره اي از آن نمي برند وفقط به صورت تئوري آن را تيتروار به جامعه القاء مي كنند واين شرايط هم دربين عامه  مردمي كه تغيير پذير هستند حاكم است وبه روشني ديده مي شود .

 

مطلب از- هيوا مريمي

+ نوشته شده در  هشتم اسفند 1387ساعت 22:52  توسط marden  | 

چه کسی فرهنگ راتعریف میکند

 

  چند شب پيش به منزل يكي از بستگان رفته بودم وپسر كوچك خانواده كه كلاس پنجم است داشت با هيجان خاصي بازي را ( كامپيوتري)انجام ميداد  واز منم خواست ياري اش كنم .بازي به اين ترتيب بود كه سوار بر ماشين انتخابي ات ميشوي ودر خيابان هاي پايتخت ميگردي وهر چه تيز تر باشي در گوشه هاي خيابان دختران نيمه برهنه را سوار ميكني وآنان را به پارتي ميبري- تمام ديالوگ ها به زبان فارسي است.و...

 

2-هفته گذشته از شبكه دو سيما برنامه اختتاميه جشنواره فيلم فجر را نگاه ميكردم نكات جالبي در ان وجود داشت مثلا در هيچ صحنه اي تصوير بسته هنر پيشه گان زن سينماي ايران؟؟ را نشان نداد وحتي تصاوير افراد نقش برتر در بازيگري وكاركرداني و.. را حذف ميكرد ودليلش اينكه چهره انان مورد تاييد رسانه ملي نيست

 

3-اين روزها در گوشه وكنار شهر زمزمه ها وگوشه اي از فرهنگ خاص نسل جديد را ميبينيم مثلا در روز عشاق همه به تكاپو افتاذه اند؟؟ امروز در بعضي از كلاس ها ( دختران وپسران) روي در وديوار پيام هاي متعددي از پيوند اين روز ونسل خود را به نمايش گذاشته ند

ارايش ها وانتخاب سبك هايي از ارايش سر وصورت وحتي نوع پوشش بسيار متفاوت از نسل گذشته شده است و...

به نظر ميرسد بين تصور فرهنگ رسمي وحاكم از زن وجوان ومد وانحراف بسيار متفاوت از انچه در گوشه وكنار شهر ها ميگذرد  ودر كوچه وخيابان هاي شهرمان وجود دارد .هست ( تفاوت وشكاف بين فرهنگ رسمي وفرهنگ غير رسمي ) . مفاهيم مورد نظر حاكميت مانند انچه در رسانه ويا مدارس ترويج وتبليغ ميكند در واقع جذابيت و كاركرد خود را از دست داده است ولي در بطن جامعه تغييرات اساسي وزير بنايي رخ داده كه معيار هاي حاكميت نسل نوپاي جامعه را تغذيه وراضي نميسازد ونمونه اش را كه تمايل انان به برنامه هاي ماهواره اي ( برنامه هاي تفريحي واوقات فراغت )  ميبينيم.

اگر فرهنگ نوپا ولي سونامي وار جامعه  اگر مورد پذيرش حاكميت يا ساير نسل ها باشد يا نه؟ مورد تاييد جامعه باشد يانه ؟ يك واقعيت اجتماعي است ودر جامعه وجود دارد وجزئي از دغدغه ذهني نسل جوان ونوجوان ما شده است

آن پسر بچه اي كه بازي شكار دختران را در خيابان بازي ميكند فردا ودر جواني شايذ همان بازي را در خيابان هاي شهرمان عينا  وبصورت واقعي در شهر .....

مگر نه اينكه فرويديست ها معتقدند كه ضمير ناخود اگاه در دوران كودكي ايجاد ميشود ودر بزرگسالي همانند فرماني فرد را هدايت ميكند

 تا ببينيم واكنش ساير نسل ها وحاكميت چيست؟؟؟

+ نوشته شده در  یکم اسفند 1387ساعت 0:15  توسط marden  | 

مواظب كفش هاي خود باشيد

چند روز قبل  كه صبح زود از خواب بيدار شده و بعد مرتب كردن سر وصورت . جامه هاي تازه ام رو پوشيده  وبراي رفتن سر كار آماده شدم براي اخرين بار جلو ايينه خودم رو ورانداز كردم تا از مرتب بودن خودم اطمينان حاصل كنم . كتم روپوشيده وكيفم را برداشتم با چهره اي خندان به اميد روزي خوش در را باز كردم كه از خونه خارج شوم  -اما جلو در هر چي گشتم كفش هايم رو نيافتم بالا پايين رفتم پشت بام را گشتم ساير طبقات را هم تست كردم ولي از اونا خبري نبود كم كم  متوجه شدم كه دزد به كفش هايم زده  سريع يه جفت دمپايي پا كرده وبراي خريد كفش به بازار رفتم ولي 8 صبح كه همه بازاريان خوابند وشاگردام هم سر كلاس سرگردان .بهرحال....

اين اتفاق واتفاقاتي از اين دست در اين مجتمع آپارتماني به وفور روي مي دهد  ظاهرا در اين مكان ها بدليل تردد زياد وگم نامي كساني هم براي دله دزدي مراجعه ميكنند وارامش ساكنين را بهم ميزنند

جامعه شناسان معتقدند در جوامع  براي رويارويي با يك مساله ويك پديده جديد ابتدا بايد فرهنگ سازي كرد سپس به وارد كردن آن موضوع  يا ان پديده به جامعه اقدام كرد تا شهروندان با شناخت با ان روبرو شوند در غير اين صورت دچار تاخر فرهنگي شده وناسازگاري وبي هنجاري روي خواهد داد .

 به نظر ميرسد شهر ما هم بدليل رشد سريع جمعيت وگسترش خانواده هاي تك همسري وهسته اي به زندگي در محيط هاي كوچك واپارتماني گرايش پيدا كرده وبسيار رشد داشته است اما هنوز به زندگي در چنين فضاهايي عادت نكرده ايم وبه كرات ميبينيم كه به حريم همديگر سرك ميكشيم يا ... وفضاي رواني را به هم زده البته اكثرا چنين وانمود ميكنيم كه شهروند جامعه پذير شده ايم  اما همين ماهاي جامعه پذير شده بعضا از طبقات بالا نصف شبي بدور از چشم هاي قضاوت گر كيسه هاي زباله را از طبقات بالا به پايين پرت كرده ودر تاريكي گم مي شويم كه نشان از ضعف پليس دروني ما شهروندان  اجتماعي شده دارد

+ نوشته شده در  چهاردهم بهمن 1387ساعت 22:50  توسط marden  |